ادب و سیاست امام در اغاز عرض کردیم که او ادب و سیاست و دین و خدا و خلق داشت و از هر یک گوهری فراخور و شایسته خوبان تهیه کرده بود . گاهی هم شعر را به خدمت سیاست میگرفت از ان جمله مسمط او که در وصف امام زمان و مرجع عصر ایت الله عبد الکریم حائری یزدی سروده بود و در عین طبع ازمایی و هنر نمایی بسیار باشکوهی است با ان تر جیع بند به نقطه عطف که براستی لطیف و زیبا و دلکش است و در عین حال مملو ار مطالب فلسفی و سیاسی است در قطعات و رباعیات و بهریه و غزلها مانند خار راه منی ای شیخ ز گلزار برواز سر راه من ای رند تبهکار بروخانه کعبه که اکنون تو شدی خادم انای دغل خادم شیطانی از این دار بروکه شک نیست در وصف خادم الحرمین عرب سعود و ال او است که طوق رسوایی و اسارتش در نزد امریکا و نو کر صفتی اش نزد مردم خاص و عام امروز پیداست و از همین بیت کاملا واضح است او سر دار ز مان و امام مبارزان و مرشد عاشقان و سالکان و حقسیقت جویان بود او اندیشه از غاقبت کار و و سر انجام راه و ارزوی عافیت نداشت مدام می فرمود ما ماموریم به ادای وظیفه نه نتیجه او از فقه و شعر و ادبیات و شرح دعا و انواع قالبهای شعر و مضمونهای متفاوت کارش خدمت برای اسلام بود چه از زندان سر در بیاورد چه تبعید شود چه تحریر الوسیله بنویسد و چه رباعی یا غزل و ... شعر های امام امام درخجم گفته های نو رانی خویش مجالی هم برای گفته های اذیبانه نهاده بود کلام ا در اذهان به حافظ تداعی می نمود که پر است از ایهام و طنز نقادانه و نیشدار و بهره برده از تضاد هایی که دل اهل معرفت را می لرزاند گاهی انقدر ساده است که به نثر شباهت پیدا میکندگویی نثر است نه شعر و چنانچه بخواهی در ان بیندیشی انگار هر گز به انتها نمیرسی و شاید چیزی از ان دستگیرت نشودایکاش دوست د
برچسب:
نویسنده: یلدا رنجبر
تاريخ: شنبه
31 تير
1402 ساعت: 1:45